شرمنده دیگه یه خرده زیادی طولانیه:D 

 

صدای پای سمپاد

اهل سمپادم

نمره هایم بد نیست

کلاس تستی دارم، امتحانی، سر سوزن وقتی

دبیرانی دارم بهتر از شمر و یزید

دوستانی بهتر از بشکه و پیت

و کتابی که در این نزدیکی است

دانش آموزم

قبله ام سمپاد است

جانمازم دفتر، مهرم گاج

تخته سجاده ی من

من وضو با اشک های بچه ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ایکس جریان دارد فی

نمره از پشت نمازم پیداست

من کتابم را وقتی می خوانم که همه آدمیان در خوابند

و خروس می کشد خمیازه

فکر من بر سر درس

فکر من در وبلاگ

فکر من مثل نسیم می رود باغ به باغ

اهل سمپادم

پیشه ام خرخوانیست

چه خیالی چه خیالی

                      می دانم

رتبه ام بعد 100 است

خوب می دانم سمپاد رو به منحل شدن است (البته عمرا!!)

اژه ای بعد روکار آمدن آن م.ح.م.و.د

آن همه خوردن دود

اژه ای پشت سیاست مرده است

اژه ای وقتی رفت همه غمگین بودند

کسی از من پرسید:

                       اژه ای چگونه خدمت می کرد؟

من از او پرسیدم:

                  راستی سیری چند؟

 امید پاورچین پاورچین دور شد کم کم از سمپادی ها

 

چیزها دیدم در مدرسه ام

من کسی را دیدم که با نمره ی 14.5 پز می داد

من دبیری دیدم که به موهای خودش ژل می زد

و کلاسی که یه سال قبل حکم انباری داشت

و کسانی که نمی دانستند

                         که به جز تست کتابی باید

من زنی را دیدم که به چادر می گفت اخلاق

من در اتوبوس صندلی خالی دیدم :D

شادمحل پیدا بود (مکان قبلی مدرسمون)

رویش هندسی فقر، نداری،شادی

قلب پر حسرت صدها کودک

کودکی توپ توی مدرسمان شوت می کرد

من ندیدم دو دبیر پشت هم بد گویند(!!!)

من ندیدم شخصی وقت امتحان تقلب بکند(!!!)

هر کجا آزمون هست شور من می شکفد!

امتحان رسم خوشایندیست

امتحان بال و پری دارد با وسعت الطاف دبیر!

امتحان چیزی نیست که در این ماه و در آن ماه به اتمام رسد

هر کجا هستم باشم امتحان حق من است

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین سیری چند؟

چه اهمیت دارد

              گاه اگر می گیرم نمره های پایین(؟!!)

 

من نمی دانم که چرا می گویند

                   ساختمان فرزانگان ویران است (البته این شعره مال پارساله، امسال رفتیم ساختمون جدید)

 و چرا سقف ترک خورده است (خداییش ترک داشت سقف!)

ساختمان فرزانگان چه کم از شهید بهشتی دارد؟(پارسال که ما تو اون مدرسه ی داغون بودیم شهید بهشتی بُرد هوشمند داشتن! ...با ما تفاوت را احساس کنید...)

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید(!!!)

بد نگوییم به معلم اگر نمره ی کم آوردیم

و نترسیم از او!

دبیر لولو خورخوره نیست

دبیر گاهی مهربان می شود

گاهی امتحان نمی گیرد

گاه با لبخندی ما را می نگرد (این مخاطب خاص داره!)

و  همه می دانیم

         "مستمرها هست در دست دبیر"

 کار ما نیست عوض کردن سازمان سمپاد

کار ما شاید این است

که در افسون نمرات عربی شناور باشیم(پارسال نمره های عربی خیلی افتضاح بود)

دست با ژل بشوییم و سر لقمه رویم

صبح ها وقتی ساعت زنگ می زند بیدار شویم

کار ما شاید این است

       که میان سخن و حرف و عمل

                        پی اندکی شباهت بدویم