یادش بخیر... اون موقع ها که اول و دوم بودیم روزای سال رو طی میکردیم که بریم سوم ساختمونمون عوض شه ،  جزو آدما محسوب بشیم...حرفمونو یخته برو بیا داشته باشه..خودمون بگیم دبیرمون کی باشه...دیگه انجام هر حرکتی آزاد باشه ...موبایلمونو دست بگیریم تو کریدور باهاش حال کنیم و ...

حالا به ما که رسید کل کادر مدرسه عوض شد

و یه مشت آدم 3 نقطه اومدن و ...

آدمایی که الان نمیتونم توصیفشون کنم اما قول میدم(قسم میخورم)فارغ التحصیل که شدم بیام تو همین وبلاگ به علاوه ی هر جای دیگه ای که بشه همون جوری که واقعا هستن راجع بهشون حرف بزنم...

روز اول مدرسه اعلام کردن به جای اینکه اولا و دوما تو ساختمون دبیرستان باشن و سوما و پیشا تو ساختمون پیش دانشگاهی از این به بعد اول ها و پیشیا تو ساختمون پیش باشن و دوما و سوما تو ساختمون دبیرستان :دی

من نمیدونم فلسفه ی این حرکت چی بوده؟سنخیت اولا با پیش دانشگاهیا چیه؟یا چرا ما باید امسال تو همون کلاسی درس بخونیم که 2سال پیش درس میخوندیم؟یا چرا اصلا باید...؟؟

یکی منو توجیه کنه!!!

حالا اینو ولش کن

مدرسه ی ما یه دبیر ادبیات داره که کل مدرسه میمیرن براش.ایشون 15 ساله دارن تو همه ی کلاسای سوم ادبیات درس میدن و یکی از عواملی که باعث میشه بچه ها اولو به سوم برسونن همین آقاهه است

البته من خوشم نمیومد ازش کلا از آدمایی که زیاد تو حال و هوای شاعرین و یکم توهم دارن خوشم نمیاد تا اینکه پارسال از یه بچه ها اژه ای شنیدم ایشون که میان تو مدرسه ی ما  همش حافظ و سعدی میخونن و قیصر امین پور میخونن و اینا ، سر کلاساشون تو اژه یی فقط بلدن فحش بدن

خیلی تصور جالبی بود برام که محبوب ترین معلم مدرسمون سر کلاساش تو اژه یی فقط به بچه ها فحش میده :دی

از اون موقع بود که ازش خوشم اومد

البته احتمالش هم هست کسی که داشته اینو برام تعریف میکرده بیشتر میخواسته جلب توجه و اینا کنه...به احتمال بالایی میخواسته همین کارو کنه!!

حالا بگذریم

امسال که ما اومدیم سوم تصمیم گرفتن 2تا از کلاسارو دبیر ادبیاتشون رو عوض کنن و این دبیره رو بردارن بدن به دوتا از کلاسای دوم :دی

فشار به نهایت وارد میشود :دی

خلاصه که مدرسمون علانا....

خیلی چیزا رو باید بعد از فارغ التحصیلیم بگم


پ.ن:آپ کردیم که در لیست بلاگفا به روز شوید :دی